محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

34

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

آرى اين‌گونه منقبتها كه قابل شماره نيست منحصر به آن حضرت است و هرگاه يكى از اين مناقب را يكى ديگر از اطرافيان پيغمبر داشت ، هياهوها برپا كرده طبلها نواخته ، پرچمها برافراشته ، و فرياد را به آسمانها ميرساندند گفتار پيغمبر نسبت بعلى ( ع ) : نبايد فراموش كرد كه رسولخدا ( ص ) بمناسبتهاى زيادى تصريح بفضيلت و خلافت على ( ع ) نمود : اولين سخن حضرت رسول اكرم درباره على ( ع ) هنگام نزول آيه « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » « 1 » بود : زيرا رسول اكرم ( ص ) سى نفر مرد از طائفه خود جمع‌آورى نموده ، از غذاى تهيه شده صرف كردند ، سپس رسول خدا ( ص ) فرمود : « على وزير و وصى و وارث من است . على بعد از من خليفه من بر شما است و بايد از او اطاعت نموده ، بسخنان او گوش فرا دهيد » . آخرين سفارش آن حضرت ( دربارهء خلافت على بن ابيطالب داستان « غدير خم » است كه على را بالاى دست بلند كرده و ) فرمود : « من كنت مولاه فعلى مولاه » : هركس من صاحب اختيار او هستم ، على صاحب اختيار اوست بين اولين سخن آنحضرت و آخرين سفارشش نسبت به حضرت امير ( ع ) سفارشهاى مختلفى است : رسول خدا بعلى ميفرمود : تو نسبت به من مانند هارونى نسبت بموسى ( كه وزير و ياور او بود ) و همچنين داستان « على مع الحق و الحق مع على » و حديث « ثقلين » و احاديث ديگرى كه در كتابهاى اهل سنت نقل شده و آن احاديث را دانشمندان اماميه جمع‌آورى نموده و دهها كتاب ميگردد ؛ و چندين مرتبه چاپ شده و در دست علاقمندان قرار گرفته است . بهترين اين كتابها « نقض الوشيعه » و جزء اول و سوم و چهارم « اعيان الشيعه » از امينى و كتاب « المراجعات » از شرف الدين و كتاب « دلائل الصدق » از مظفر است . در دو كتاب اخير و غير ايندو احاديث فراوانى است كه داراى راويانى است كه از اهل سنت هستند و در نزد آنان موثق ميباشند و اين روايات از كتابهاى صحيح و معتبر اهل سنت جمع‌آورى گرديده است . من دانشمندى از اهل سنت را نديده‌ام كه در نقل روايات ولايت و وصى بودن

--> ( 1 ) سوره شعراء آيه 215 . اقوام نزديك خود را متوجه خدا كن !